-
آدمها و مثنوی آدمها
دوشنبه 21 مهرماه سال 1393 02:32
باز هم تأخیر در چاپ مثنوی آدمها! انگار آدمها دوست ندارند مثنویشان چاپ شود! پناه بر خدا!
-
میوههای سادهبین
جمعه 17 مردادماه سال 1393 21:45
بیتی از دفتر سوم مثنوی آ د م ها که اگر خدا بخواهد، به زودی منتشر میشود: این جهان، بس تار و بس پیچیده است! میــوههای سادهبیـــن، گنـدیـده است!
-
قصهی پر غصهی «مثنوی آدمها»
سهشنبه 31 تیرماه سال 1393 23:16
مثنوی آدمها از همآن آغاز، بارها و بارها سختیها کشید و آزارها دید! بارها اصلاحیه گرفت و بارها ارشاد شد و سالها پشتِ سدِ ارشاد ماند. و اکنون، نوبت دفتر سوم است. ایرادهاشان کاملن تفسیری و ذوقیست. من چیز دیگری گفتهام و دوستانِ عزیز ارشاد، چیز دیگری برداشت کردهاند. امیدوارم قصهی پر غصهی مثنوی آدمها نیز ادامه...
-
اصلاحیه، و تأخیر در انتشار دفتر سومِ مثنوی آدمها
سهشنبه 24 تیرماه سال 1393 14:09
دفتر سومِ مثنوی آدم ها از ارشاد اصلاحیه گرفت. اصلاح، انجام شد و دوباره به ارشاد داده شد تا مجوز بگیرد و چاپ شود؛ اما دوباره اصلاحیه خورد! پس دوباره باید اصلاح شود ... دوباره به ارشاد برود ... تا مجوز بگیرد.
-
آرمان و واقعیت در پیوند با قرآن
سهشنبه 10 تیرماه سال 1393 15:37
دو بیت از دفتر سوم مثنوی آدمها که به زودی منتشر میشود: آن «نَفَخْتُ فـیـــه مِن روحـــی» بخوان تــا بــدانــــــی تـــرجــمــــانِ «آرمــــان» و آن «خَلَقْنا»، در پیَش «مِن طین» بُوَد تـــرجـــمـــــانِ «واقــعــیت»، ایـــــن بُوَد
-
فنجان و آبِ دریا!
یکشنبه 1 تیرماه سال 1393 20:52
بیتی از دفتر سوم مثنوی آدمها که دیر یا زود، به بازار میآید: ای دو فنجان بر دو دستان؛ بشنوید آبِ دریا را چـنـیــــن نتـوان کشیـد!
-
پیشنهاد یک واژه برای زبان فارسی: تُویه در برابر رُویه
دوشنبه 19 خردادماه سال 1393 13:52
یکی از واژههایی که در فارسی امروزی کاربرد دارد (البته نه چندان فراوان)، واژهی « رُویه » (به معنای سطح) است. هنگامی که میگوییم « رُویهی چیزی»، یعنی سطحِ بیرونی چیزی. واژهی متضادِ « رُویه »، ژرفا یا درونمایه یا داخل است؛ که همگی کم یا بیش در فارسی کاربرد دارند. پیشنهادِ من برای واژهی متضادِ «رُویه»، « تُویه »...
-
دستآوردِ مهم دانشجو در مقطع دکتری چه باید باشد؟
پنجشنبه 8 خردادماه سال 1393 21:27
پس از گزارشهایی که درباره آزمونها و مصاحبههای دکتری دادم، بد نیست اکنون که در حال گذراندنِ این مقطع هستم، و چندان از وضعیتِ درسها و کلاسها خوشنود و خرسند نیستم، پیشنهادهای خودم را درباره این مقطع بگویم: از دیدگاه من، مقطع دکتری، جایی نیست که در آن، کلاس برگزار شود؛ آنهم به سبکِ لیسانس! و بدتر از آن، به سبکِ...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش پایانی)
پنجشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1393 02:53
بهترین مصاحبه آخرین مصاحبه، مصاحبهی واحد علوم و تحقیقاتِ دانشگاه آزاد تهران بود. و در هماین آغاز بگویم که این مصاحبه، از همهی مصاحبههای پیشین، بهتر بود. همهچیزش خوب بود. هر دانشجو، دقیقن در وقتِ معینی دعوت شده بود. وقتی سر وقت و سر ساعتِ مقرر به دانشگاه رفتم، هیچ خبری از جمعیت نبود. عالی بود. من بودم و یک نفر...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش بیست و یکم)
چهارشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1393 11:49
آزمون کتبی مفصل و حفظی آخرین مصاحبهی کنکور سراسری دولتی، مصاحبهی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود. این پژوهشگاه نیز مانند دانشگاه تهران، گویی کنکور کتبی و تستی سراسری را قبول ندارد. از اینرو یک روز پیش از مصاحبه، آزمونِ کتبی گرفت؛ آنهم چه آزمونی! مفصل و جزئی و به شدت حفظی! شانس آوردم که پرسشهایی در آزمون...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش بیستم)
یکشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1393 01:51
ادامه مصاحبههای هفتگانهی اصفهان مهارت مصاحبه پس از مصاحبهی روانشناسانه و درخور و مناسبِ دکتر صافیان، نوبت به مصاحبهی دکتر رضا صادقی رسید. موضوع مصاحبهی ایشان را یادم نیست. و شیرین این است که پرسشهای ایشان را نیز به یاد ندارم! اما یک چیز را خوب یادم است. ایشان در ظاهر خنده بر لب داشتند و ظاهرن مهربان برخورد...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش نوزدهم)
شنبه 16 فروردینماه سال 1393 13:20
ادامه مصاحبههای هفتگانه اصفهان گوهر هر «گفت» آقای دکتر صافیان عزیز و بزرگوار و بس فروتن و مهربان، پس از برخوردِ گرم و صمیمی، یک پرسش، و فقط یک پرسش کردند؛ یک پرسش بسیار تحلیلی و کلی: بحث وجود در هایدگر. همهی قدرتِ مصاحبهشونده، در پاسخ به این پرسش کلی، نمایان میشود. اگر نامزدی، به فرض، پاسخ را نمیدانست،...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش هجدهم)
چهارشنبه 6 فروردینماه سال 1393 22:17
ادامه مصاحبههای هفتگانه اصفهان یک دنیا سپاس از دکتر صافیانِ عزیز از اتاقِ محاکمهی وکلای نه چندان خبرهی مرحوم کانت بیرون آمدم. درست روبهروی اتاق کانت، اتاقِ چند منظورهی بعدی بود؛ یعنی اتاقی که سه استاد در آن نشسته بودند. یکی از استادان بزرگوار، قاضی پدیدارشناسی و هرمنوتیک بودند؛ یکی قاضی ... متأسفانه یادم نیست؛ و...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش هفدهم)
پنجشنبه 22 اسفندماه سال 1392 10:22
ادامه مصاحبههای هفتگانهی دانشگاه اصفهان: محاکمهی مهربانانه! آقای دکتر شاقول دربارهی وضعیت رسیدگی به نامزدها پرسیدند. من در ذهنم بود که شاید اینگونه برخوردِ ایشان، ترفندی باشد تا ببینند چه واکنشی دارم و چه میگویم و چگونه میگویم. گمان کنم ایشان مدیر گروه فلسفه بودند. به هر روی، با خود گفتم که باید آنچه...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش شانزدهم)
پنجشنبه 24 بهمنماه سال 1392 11:55
ادامه مصاحبههای هفتگانهی دانشگاه اصفهان: رستورانِ دربسته و شکم زبانْبسته! از اتاق فلسفهی یونان بیرون آمدم. ظهر شده بود و استادان بزرگوار رفتند برای ناهار و نماز. من نیز رفتم بیرون ساختمان که ببینم کجا باید لقمهیی بزنیم و شکمی سیر کنیم... غذاخوری را پیدا کردم اما ... با پیدانکردن فرقی نداشت؛ چون غذاخوری، غذا...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش پانزدهم)
دوشنبه 14 بهمنماه سال 1392 22:31
ادامهی مصاحبههای هفتگانهی دانشگاه اصفهان سپاس از دکتر محمود بینای مطلق از اتاقِ سردِ فلسفهی اسلامی بیرون آمدم. نگاهی کردم به اتاقها. میخواستم ببینم کدام خلوتتر است. اتاقِ بعدی دو نفر پشت در بودند. من نیز به آنها اضافه شدم و شدیم سه نفر. این اتاق، اتاقِ فلسفهی یونان بود ... نوبتم که شد، داخل شدم. دکتر بینای...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش چهاردم)
جمعه 11 بهمنماه سال 1392 00:31
ادامه مصاحبههای هفتگانهی دانشگاه اصفهان سرزمین اسکیموها! از اتاقِ ترجمهی متنِ عربی که بیرون آمدم، درست روبهروی آن، اتاقی دیگر بود که مصاحبهی فلسفه اسلامی در آن انجام میشد. پشت در مدتی ایستادم تا نوبتم شود. نوبتم شد. داخل شدم. دکتر دهباشی و دکتر حاج حسینی، با چهرهیی بسیار درهم و اخمکرده و جدی، نشسته بودند....
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش سیزدهم)
شنبه 21 دیماه سال 1392 01:15
مصاحبهی خوب و استاندارد دم در یکی از اتاقهایی که کمتر شلوغ بود، یعنی اتاقِ ترجمهی متن عربی، ایستادم. نوبتم شد و داخل شدم. درست روبهروی در، میزی بود که یکی از استادها پشتِ آن نشسته بودند و دیگری، تقریبن کنار و بیرون میز. آقایان را نمیشناختم. اما بعدن فهمیدم که آنکه پشت میز بودند، دکتر توکل بودند و دیگری، دکتر...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش دوازدهم)
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 00:50
بخش سوم مصاحبهی دانشگاه اصفهان هفت بار مصاحبه!! واردِ راهرویی شدم که معلوم بود آنجا بچهها برای مصاحبه جمع شدهاند. کمی که جلوتر رفتم، دیدم دم در چندین و چند اتاق، چندین و چند نفر بی صف و بی نظم ایستادهاند! گفتم «اتاق مصاحبه کجاست؟» گفتند «این هفت تا اتاق، اتاق مصاحبه است!!» گفتم «خب با چه نوبتی داخل اتاقها...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش یازدهم)
جمعه 17 آبانماه سال 1392 00:50
بخش دوم مصاحبهی دانشگاه اصفهان یک نکته مهم (برای همهی بخشهای پیشین و پسین) : هیچ و هرگز کسی گمان نکند که خردهگیریهای من به استادانِ گرامی و بزرگوار، به خودِ آن استادان و شخصیتِشان است. باید رفتار را از شخص ، جدا کرد. من هیچ و هرگز به شخص و شخصیتِ اخلاقی و انگیزشی کاری ندارم. آدمها همه محترمند و شخصیت دارند و...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش دهم)
پنجشنبه 18 مهرماه سال 1392 18:37
مصاحبهی دانشگاه اصفهان (بخش نخست ) برنامهریزی خلاقانه! صبح زود از منزل راه افتادم و حدود 9 صبح به دانشگاه رسیدم. دانشکدهی ادبیات شلوغ بود و ظاهرن همه آمده بودند و من جزو نفرات آخر بودم. از یکی از نامز دهای دکتری پرسیدم که نوبتبندی کردهاند یا نه. گفت نه. گفتم پس چهجوری و با چه معیاری داخل میرویم. گفت لابد هر کی...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش نهم)
شنبه 6 مهرماه سال 1392 23:19
مصاحبهی دانشگاه امام خمینی قزوین فلسفهی یخزده یا یخزدگی فلسفی؟! پیش از اینکه نوبتِ مصاحبهی من شود، کسانی که مصاحبهیشان تمام میشد، میآمدند بیرون و دربارهی محتوای مصاحبه به دیگران میگفتند. و عجیب این بود که از میانِ ده نفر پیش از من، حدودِ چهار یا پنج نفر (تا آنجا که من فهمیدم) محتوای مصاحبهیشان یکی بود!...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش هشتم)
شنبه 30 شهریورماه سال 1392 11:59
مصاحبه دانشگاه امامخمینی قزوین باز هم نوبتبندی عادلانه !! ساعت شش صبح، ماشین را روشن کردم و به سوی قزوین حرکت کردم؛ و ساعت هشت صبح، به شهر قزوین رسیدم. از یک رانندهی تاکسی آدرس دانشگاه را پرسیدم. خیلی پیچیده گفت و چندان چیزی نفهمیدم. کمی جلوتر رفتم. به یک میدان بزرگ و خلوتی رسیدم که چندین راه داشت. ماندم که کدام...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش هفتم)
شنبه 23 شهریورماه سال 1392 00:00
جمعبندی منتقدانه دربارهی مصاحبهی قم 1. عدالت و انصاف در نوبتبندی مصاحبهها چندان رعایت نشد. برخی از کسانی که دیرتر آمدند و دوست و آشنا داشتند، متأسفانه اسمشان در لیستِ نوبت، جلوتر نوشته میشد! 2. با توجه به اینکه حدود 30 تا 40 نامزدِ دکتری به قم دعوت شده بودند، و نیز با توجه به اینکه مدتِ مصاحبهها کمی طولانی...
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش ششم)
جمعه 15 شهریورماه سال 1392 01:40
مصاحبهی پردیس دانشگاه تهران در قم به یاد ما هم باشید! پس از ساعتهای دراز و خستهکننده سرانجام ساعتِ چهار بعد از ظهر نوبتِ مصاحبه به من رسید. خسته و کوفته و گرسنه، وارد یکی از دو اتاق مصاحبه شدم؛ اتاقی مستطیلی و خیلی روشن و پرنور؛ چرا که پنجرهی بزرگی رو به بیرون داشت. چهار استاد، پشت به نور و پنجره، روی چند مبل...
-
عشق یا هوس؟!
پنجشنبه 31 مردادماه سال 1392 13:34
عشق، اول، عشق بر خویش است و بس تا خودت را نشنوی، «آنها»، هوس! (مثنوی آدم ها، دفتر دوم)
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش پنجم)
سهشنبه 22 مردادماه سال 1392 15:02
دانشگاه پردیس قم (بانک و رستوران!): صبح ساعت شش حرکت کردم و ساعت هفت و نیم به دانشگاه رسیدم. پیش از من گمان کنم همه آمده بودند و من جزو نفرات آخر بودم. آقایی از خودِ دانشگاه نامها را روی کاغذی مینوشت تا نوبت رعایت شود. نام من در نوبت هشتم قرار گرفت. با خودم گفتم شاید حدود یک تا دو ساعتِ دیگر نوبتم شود. فیش بانکی...
-
حیرت عاقل، حیرت عاشق
سهشنبه 15 مردادماه سال 1392 01:22
بیتهایی از مثنوی آدمها، دفتر دوم: حیرت عاشق: شگفت از آن شکوه!! پا زمین، سرها به بالا، زیر کوه!! حیرت عاقل از این حیرت جداست نیک بنگر؛ آن کجا و این کجاست!! عاقلان حیرت کنند اما بدان خواستار پرسشند و حل آن حیرت عاشق ورای پرسش است بی سؤال و پاسخ و بی کوشش است
-
گزارشی از آزمونها و مصاحبههای دکتری (بخش چهارم)
دوشنبه 7 مردادماه سال 1392 17:37
دو انتقاد از مصاحبهی دکترای دانشگاه تهران: 1. کاش در این مصاحبه (و البته در همهی مصاحبههای دیگر در دانشگاههای دیگر) موقعیتی پیش میآمد که آثار مصاحبهشونده، چه کتاب و چه مقاله، بهتر و دقیقتر دیده میشد! برای نمونه، میتوان از مصاحبهشوندهها خواست که چند روز یا یکی دو هفته زودتر، آثارشان را به دانشگاه بدهند...
-
پیوندِ کاما (ویرگول) و واژهی «هم»
دوشنبه 31 تیرماه سال 1392 15:12
«کاما»، به جز اینکه همواره و همیشه از اهمیتِ بالایی برخوردار است اما گاهی وجودش کمابیش ضرورت دارد. یکی از جاهایی که باید کاما آورد و در صورتِ نیاوردن، ایبسا خواننده مجبور شود جمله را دو بار و دوباره بخواند، پیش یا پس از واژهی «هم»، در شرایطی ویژه است. دو نمونه میآورم و پس از آن، توضیح میدهم: 1. ... فیلسوفانِ...