اینجور که پیداست، و اگر باز هم روزگار بگذارد، (گوش شیاطین، کر!) دفتر دوم مثنوی آدمها، به نمایشگاهِ کتاب میرسد. امیدوارم که این نوزادِ جنینی پیر و پختهشدهی چهار سال ماندهی در رَحِم بی رَحْم روزگار، به زودی زود، پا به این جهانِ کمْجان بگذارد!
این روزها و ماههای عجیب و غریبِ فرهنگ و ادب و دانش و نشر و کتاب و کاغذ و ارز و سکه، اگر بخواهی کتابی را چاپ کنی، به هزار گرداب و گردنه بر میخوری. دفتر دوم کتاب مثنوی آدمها پس از گذر موفقیتآمیز از چندین و چند گرداب و گردنه (از جمله، گردنهی بس بلند و طولانی وزارت ارشاد)، دوباره در گردنه و گردابی دیگر گرفتار شده است!