۱۲۳ تیتر از میانِ هزار و خردهای تیتر استخراجشده از پولیتیا:
انسانِ عادل، به آدمهای بد نیز بدی نمیکند
تراسیماخوس: عدالتخواهیهای مردم از روی ناتوانیست
تراسیماخوس: دو بازدارندهی ستمگریهای مردم: قانون، آبرو
ستمگرها، از جهتی، عادل هستند
گلاوکن: سرشتِ بشر قدرتخواهیست
اوج عدالت: عدالتخواهی در لباس بدنامیست [مکتب ملامتیه]
گلاوکن: ستمگرها همواره پیشرفت میکنند و عادلها همواره عقب میمانند
تقدم معرفتشناسانهی «جامعهشناسی» بر «روانشناسی»
انسان، یک باشندهی اجتماعیست
چهار شغل ضروری و نخستین بشر
اصل تقسیم کار
عامل شکلگیری جامعه
نفی بسیج همگانی در جنگ
راهِ صلح و آشتی با آشنایان
سه روش تربیت
نخستین ابزار تربیت روحی کودکان: قصهگویی
آغاز هر کار، مهمترین بخش آن است
سه شرط برای گفتن شعرهای ناپسند
ویژگیهای خدا، آنگونه که هست
نباید کودکان را از خدا ترساند
سه قانونِ درونمایهای شعر و داستان و قصه
جهان دیگر را نباید وحشتناک نشان داد
خدایان، کار غیر اخلاقی نمیکنند
انواع موضوعی داستانهای باستان
ضرورتِ کارشناسیکردنِ کارها
سلامتِ شعر، برتر از زیبایی شعر
دربارهی موسیقی (سرود)
پنج قانون وزن
سادگی، سادهلوحی نیست
نظارت بر همهی پیشهها و هنرها
شناختِ چیزها از راهِ ضدشان
عشق، با بی تقوایی و شهوت، سازگاری ندارد
عشق معنوی مذکر به مذکر
بهترین نشانهی فرومایگی کشور
شرطهای پزشکشدن
شرطهای قاضیشدن
یکی از ریشههای افسردگی
چه کسی باید زمامدار باشد؟
معیار دوستداشتن
توجهِ افلاطون به مرجعیت دینی
جامعه: مهمتر از فرد و خانواده
منبع درآمد سپاهیان
راههای کنترل زمامداران
ظاهرسازی زمامداران: تباهکنندهی جامعه
در آرمانشهر، نه ثروتمند هست و نه تهیدست
جایگاهِ موسیقی در تربیت کودک
برای مؤدبشدنِ نوجوانان چه باید کرد؟
نفی قانونگذاری در تربیت
زمامدارانِ چاپلوسپرور
نفی قانونگذاری دینی و مذهبی
محدودهی قانونهای دینی
فروترین بخش جامعه
نشانهی بودنِ عدالت در جامعه
تقدم معرفتشناسانهی «جامعهشناسی» بر «روانشناسی»
تقدم هستیشناسانهی «روانشناسی» بر «جامعهشناسی»
[انسان، تکذات نیست]
اخلاق و فلسفهی اخلاق
علم و فلسفهی علم
پیوندِ واقعیت و تصمیم
عامل مهار خشم
معیار عادلبودنِ انسان
«خوبی»، یکیست اما «بدی»، بسیار
اشتراکیبودنِ زنان و کودکان
گمراهکردنِ دشمنان نیز بد است
کُشتیگیرها باید برهنه باشند
هیچ کار اجتماعی نیست که ویژهی مرد یا زن باشد
ازدواج طبقاتی
کنترل جمعیت
سن بچهآوردن
نفی بردگی طبقهی فروتر
قانونهای اخلاقی جنگ با دشمنان
تحقق عدالت، نسبیست
انسان و جامعهی آرمانی، یک الگوست نه یک واقعیت
اصلی فراگیر دربارهی «دوستداشتن»
زیبایی بینی سربالای پسران
بینی عقابی پسران، بینی شاهانه است
نسبیتِ مفهومهای وصفی
زمامداریکردن، به زور نمیشود
چرا فلسفه نزد تودهی مردم ارجی ندارد؟
بزرگترین دشمن فلسفه
حکومتِ بد، انسان خوب را بد میکند
روش نادرستِ آموزش فلسفه
شیوهی خواندنِ فلسفه
تودهی مردم، پاکاند و حقپذیر
فلسفهی اخلاق
مرز ریاضیات و هندسه با فلسفه
آشفتگی مثبت [حیرت]
سیر الی الحق فیلسوفان
قلمرو نیروی حس
فرق علم و فلسفه
فیلسوفانِ واژهباز
فلسفه چیست؟ سرکشی یا عشقورزی؟
زنان نیز میتوانند زمامدار شوند
انواع حکومتِ بد
حکومتها شبیهِ مردمانِشان هستند
ریشهی سرنگونی دولتها
ریشهی پولپرستی
زمینههای انقلاب
«قدرت» یک پندار است نه واقعیت
دموکراسی گاهی با جنگ به دست میآید
علتِ به تباهیرسسیدنِ دموکراسی
خاستگاهِ استبداد
گداپروری زماماداران
عدالتِ فریبکارانه
خوی پیشواخواهی تودههای مردم
زمامدار مستبد از دلِ پیشوای مردم بیرون میآید
ریشههای جنگطلبی زماماران مستبد
کار پیشوای تودهها: ستیزی دروغین میانِ پولدارها و بی پولها
ترور در حکومت پیشوای مستبد
تنهایی زمامدارانِ مستبد
چرا زمامدارانِ مستبد نیاز فراوان به سپاهیانِ مستبد دارند؟
چرا همهی آدمها بیش و کم هوسبازند؟
چه کنیم تا خوابِ آشفته نبینیم؟
سرشتِ مستبدها فرومایگیست
ریشهی اضطراب آدمها
دموکراسی ، برتر از استبداد است
سه نوع لذت
چه زمانی باید کودکان را آزاد گذاشت؟
بی وطنی انسان خردمند
چرا باید با مخالفان مدارا کرد؟
ستیز شعر و فلسفه
عشق خردمندانه
فرافکنی لغزشکاران
و
...
کتابِ پرتوی بر پولیتیای افلاطون، سرانجام، به بازار آمد. من در این کتاب، با تیترگذاریهای بسیار بسیار فراوانام (بیش از هزار تیتر) برای نکتههای بسیار فراوانِ ریز و درشتِ کتابِ پولیتیا (جمهوری)، و با توضیحاتِ تفسیری و پینوشتها و جداسازیهای مفهومها و شمارهگذاریهای نکتههای تو در تو و درهمتنیده و لایه لایهی آن، تلاش کردهام تا کتابِ پولیتیا، بسیار در دسترستر و شفافتر و آشکارتر و آسانیابتر و مشخصتر باشد.
ویژگیهای این کتاب:
1. این کتاب، کمتر سُویهی آکادمیک دارد و بیشتر، سُویهی راهنما. به سخن دیگر، کتاب، راهنمای بسیار خوبیست برای دانشجویان و اساتیدی که در این باره، پژوهش میکنند. و باز به سخن دیگر، میتوان کتاب را راهنمای پولیتیا نامید.
2. مفهومهای فراوانِ فرعی و ریز و کوچکِ کمتر دیدهشده، و شاید هرگز دیده نشدهی پولیتیا، برجسته شدهاند. بسیاری از این مفهومهای ریز و کوچکِ تیترشده، برای خوانندهی معمولی و نیز اهل فلسفه، بسیار تازه و جذاب است. برخی از این تیترها را به زودی خواهم آورد.
3. مفهومهای اصلی و نامدار کتاب نیز با این تیترها، بسیار بهتر و شفافتر، نمایان شدهاند.
4. بسیاری از این تیترها کمابیش جنبهی تفسیری دارند. از اینرو، ذهن و ضمیر و نگاهِ نویسنده را میتوان در این تیترها دید. و این، شاید در فهمِ بهترِ مفهومهای کتاب، و در فهم و تفسیرِ خواننده از کتاب، کارگر باشد.
5. در بسیاری از جاها، افزودههای توضیحی و تفسیریِ خودم از متن را در میانِ دو کروشه آوردهام.
6. نیز در بسیاری از جاها، هر جا که نیاز به روشنگری و توضیح داشته است، روشنگریها و توضیحاتام را در زیرِ صفحه، به صورتِ پینوشت، آوردهام.
7. در بسیاری از جاهای متن پولیتیا، نکتههایی را که افلاطون به صورتِ تو در تو و درهم و پیچیده آورده است، به صورتِ جدا و مشخص و مرتب و شفاف و شمارهگذاریشده آوردهام.
8. این کتاب، 20 سال پیش نوشته شده است؛ اما به علتهایی، انتشارش عقب افتاد.
امیدوارم این پرتوافکنی، کتاب را برای خوانندهی گرامی، روشنتر و سودمندتر کرده باشد.