عاشقان٬ اغلب٬ دلآزاری کنند
یا خودآزاری؛ گهی٬ بازی کنند
مثنوی آدمهااگر نتوان گفت همهی عاشقها٬ میتوان گفت بیشترشان این سه ویژگی را ــ کم یا بیش ــ دارند: یا معشوقشان را آزار میدهند؛ یا خود را آزار میدهند؛ و یا غافل و بیخبرند که دارند با عشق و عاشقی و معشوق٬ بازی میکنند.
از نمایشگاه (و بلکه فروشگاهِ) بزرگِ کمابیش تهی (!) مصلای تهران٬ کتابکی گیرم آمد که میتوان اندکی پذیرفت که چندان تهی نبود این فروشگاهِ بزرگِ مصلا. کتاب٬ کتابِ شعر است. ناماش «الف تا ی»؛ و شاعرش جوانکی توانا و خوشذوق به نام «علی اسداللهی» است. با هم ببینیم و بخوانیم یکی از شعرهای خوباش را:
تو با کاف٬ کوچکتر میشوی پسرم
اتاق٬ با کاف٬ کوچکتر میشود
شهر٬ با کاف٬ کوچکتر میشود
اما نارنجها...