دفتر دوم مثنوی آدمها هشت ماه است که پشتِ درهای ارشاد، گیر کرده است. و این کتاب (پرتوی بر قاعدههای زبان عربی)، بیدرنگ و دو روزه، از ارشاد مجوز گرفت و به چاپ رسید!
بخشی از پیشسخن این کتاب:
در این کتاب، تلاشام این بوده است که قاعدههای زبان عربی را به
زبانی بس آسان و روان و فارسیوار بنویسم و گرهی برخی قاعدههای
سخت و پیچیده را باز کنم. گاهی قاعدههایی گفتهام که تا اندازهای
نو و تازه است. گاهی قاعدههای کهن را، که بارها دربارهاش گفتهاند،
به روشی ویژه گفتهام. دربارهی قاعدهها، همواره، به گونهای سخن
گفتهام که هم آسان فهمیده شوند، و هم شیوهی نگارشام جوری
باشد که به زبانِ گوشنواز و دلنشین فارسی، وفادار باشد. آری؛ در
این کتاب، از زبانِ توانای عربی گفتهام اما همواره تلاش کردهام که
در تکتکِ گزارههای این کتاب، دل به زبانِ بس توانا و بسی زیبای
فارسی بسپارم.
چندین و چند ماه است که پشت درهای ارشاد ماندهام. نمیدانم چرا مجوزدادن٬ اینهمه به درازا میکشد! اگر این وضعیت بخواهد ادامه داشته باشد٬ باید ۱۵۰ سال عمر کنم تا بتوانم همه یا بخشی از نوشتههایام را چاپ کنم! یاد چند سال پیش افتادم که به جوانانی که در کنکور قبول نمیشدند، میگفتند: «پشت کنکوریها».