بوسه‌ گرگ

گرگی ... بوسه‌ای ... با همه ... و ... بر همه (از من / درباره‌ی هر آنچه که در من / می‌گذرد)

بوسه‌ گرگ

گرگی ... بوسه‌ای ... با همه ... و ... بر همه (از من / درباره‌ی هر آنچه که در من / می‌گذرد)

انتخابات و مثنوی آدم‌ه



در دفتر اولِ مثنوی‌م آورده‌ام که: 
آن که تنها، آرمان‌خواه است و بس
او سرانجام‌ش فقط آه است و بس!

کسانی که صحبت از تحریم انتخابات می‌کنند، یا به علت ناامیدی نمی‌خواهند شرکت کنند، خطای بزرگِ فلسفی می‌کنند؛ یعنی می‌خواهند از «آرمان‌‌ها» به سوی «واقعیت‌ها» حرکت کنند! بزرگ‌ترین آفتِ این نوع حرکت، بسته‌شدنِ دریچه‌ی اندیشه و اندیشیدن است (جزمیت و تعصب). و پیامدِ این جزمیت و تعصب، چیز جز «توهم‌» نیست. 
ما آدم‌ها نباید فراموش کنیم که پای‌مان روی زمینِ سفت و سخت و پر از مانع قرار دارد. ما آدم‌ها باید از همین موانعِ زمینی و «واقعی» عبور کنیم، تا کمی به آرمان نزدیک شویم. حتا اگر کسی فکر می‌کند که قرار است یک مانعِ نیم‌متری و حتا کوچک‌تر از نیم‌متر را پشت سر بگذارد، باید چنین کند. نیم‌متر پریدن، به‌تر از کنار نشستن و ناامیدشدن و نپریدن است. دقت کنید: گاهی و در شرایطی، پرش از یک مانع نیم‌متری، بسیار مهم‌تر از پرش از ده مانعِ یک متری‌ست. فراموش نکنید که حرکت باید از «واقعیت‌ها» به سوی «آرمان و ارزش‌ها» باشد، نه وارونه‌ی آن.



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد