عقل خوب و مصلحتبین، دیگر است
جنــگِ عشـق پاک، با عقـل زر است
آنکه خاری مـینـهـد بـر دستِ کـَس
خوار گردانــد خودش را پیــــش و پس
بیـن خـوار و خار٬ یـک واو است و بس
تـا ســــرای دیـــــگـر مـا: یـــک نـَفـَس