ادامه مصاحبههای هفتگانهی اصفهان
مهارت مصاحبه
پس از مصاحبهی روانشناسانه و درخور و مناسبِ دکتر صافیان، نوبت به مصاحبهی دکتر رضا صادقی رسید. موضوع مصاحبهی ایشان را یادم نیست. و شیرین این است که پرسشهای ایشان را نیز به یاد ندارم! اما یک چیز را خوب یادم است. ایشان در ظاهر خنده بر لب داشتند و ظاهرن مهربان برخورد میکردند اما نوع برخوردشان اصلن به من نچسبید! بچههای دیگر نیز هماین را میگفتند. اینجاست که باید گفت و پذیرفت که مصاحبهکردن، گویی بیش از هر چیز، مهارت میخواهد.
مصاحبهی بعدی، درست کنارِ هماین مصاحبه، در میزِ بغل بود. دکتر اژهیی مسئول مصاحبهی متن انگلیسی بودند. برخورد ایشان خوب و معمولی بود. متنی از ویتگنشتاین، جلوی من گذاشتند تا ترجمه کنم. سپس خواستند که توضیح نیز بدهم. هماین. مصاحبهی ایشان کوتاه و مختصر و نسبتن مفید بود.
ادامه مصاحبههای هفتگانه اصفهان
گوهر هر «گفت»
آقای دکتر صافیان عزیز و بزرگوار و بس فروتن و مهربان، پس از برخوردِ گرم و صمیمی، یک پرسش، و فقط یک پرسش کردند؛ یک پرسش بسیار تحلیلی و کلی: بحث وجود در هایدگر. همهی قدرتِ مصاحبهشونده، در پاسخ به این پرسش کلی، نمایان میشود. اگر نامزدی، به فرض، پاسخ را نمیدانست، مصاحبهگر میتواند پرسشی کلیتر از آن را مطرح کند.
جناب دکتر عزیز، پیش از پرسش، در کنار سلام و احوالپرسی، از آثار قلمیَم نیز پرسیدند. هنگامی که از کتابهای شعرم گفتم، از من خواستند تا بیتی از آنها را بخوانم. من این بیت را خواندم:
زوج باشد گوهر ِ هر «گفتِ» ما
یک کلام و یک شنیدن، جفتِ ما
ایشان بسیار از این بیت استقبال کردند و گفتند کمتر بیتی دیدهام که این اندازه فلسفی باشد. مشتاق شدند که کتابها را ببینند. کتابها در ماشین بود. به ایشان گفتم پس از مصاحبه، حتمن برایشان میآورم.
ادامه دارد