بوسه‌ گرگ

گرگی ... بوسه‌ای ... با همه ... و ... بر همه (از من / درباره‌ی هر آنچه که در من / می‌گذرد)

بوسه‌ گرگ

گرگی ... بوسه‌ای ... با همه ... و ... بر همه (از من / درباره‌ی هر آنچه که در من / می‌گذرد)

افکنده بر دنیا

آدمی٬ افکنــــده‌ بر دنیا بُوَد

بودنِ او٬ بودِ در «آن‌جا» بُوَد

                              مثنوی آدم‌ها
نظرات 5 + ارسال نظر
کامبیز حسین پور شنبه 8 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 02:00 ب.ظ http://fargan.blogsky.com

زیبا خواندم مهربان
درود

ماهی سیاه کوچولو شنبه 8 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 05:29 ب.ظ

یعنی چی؟ آدمی در خارج این دنیا، بودی نداره؟

شرحی بر این بیت در پست بعدی می‌نویسم (اگر خدا خواهد)

سلام یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 01:19 ق.ظ http://www.alirezafouladi.blogfa.com

سلام بزرگوار.
من از آن جا، جایی مانند عالم مثل را در می یابم. اگر چنین باشد، این یک نگاه افلاطونی است.
پیروز باشید.

سلام بر جناب دکتر؛ آن هنگام که این بیت را سرودم٬ نمی‌دانم خواست‌ام چه بود. اکنون که به آن می‌نگرم٬ چیزهایی از آن می‌فهمم که درباره‌اش خواهم گفت. و البته٬ فهم شما و دیگران نیز در جای خود٬ آموختنی و شنیدنی‌ست.

سید حامد احمدی یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 01:26 ق.ظ http://benamebaba.blogfa.com

یکبار دگر بروز کردم - با "چشمیه"ای به روز کردم

ماهی سیاه کوچولو یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 05:53 ق.ظ

منتظرم نکته جدیدی ازت بیاموزم.. سپاس..

کنجکاوی شما بس ارزشمند و بسی گرامی‌ست. ماهی خانوم٬ آن هنگام که این بیت را سرودم٬ نمی‌دانم خواست‌ام چه بود. اکنون که به آن می‌نگرم٬ چیزهایی از آن می‌فهمم که درباره‌اش خواهم گفت. و البته٬ فهم شما و دیگران نیز در جای خود٬ آموختنی و شنیدنی‌ست

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد