بوسه‌ گرگ

گرگی ... بوسه‌ای ... با همه ... و ... بر همه (از من / درباره‌ی هر آنچه که در من / می‌گذرد)

بوسه‌ گرگ

گرگی ... بوسه‌ای ... با همه ... و ... بر همه (از من / درباره‌ی هر آنچه که در من / می‌گذرد)

من نمی‌فهمم که چگونه برخی آدم‌ها٬ خودفروشی می‌کنند!!

هر چه زور می‌زنم و تلاش می‌کنم که «خودفروشی» را بفهمم٬ بدبختانه یا خوش‌بختانه٬ نمی‌توانم بفهمم! من سکوت را می‌فهمم؛ ترس را می‌فهمم؛ محافظه‌کاری را می‌فهمم؛ سیاست‌ورزی را می‌فهمم؛ کوتاه‌آمدن را می‌فهمم؛ مدارا را می‌فهمم؛ سیاسی‌نبودن را می‌فهمم؛ هوادار این و آن خط و جناح‌بودن را می‌فهمم؛ یک‌سویه‌نگری را می‌فهمم. من چه‌بسا برخی یا بسیاری از این‌ مفهوم‌ها را نپذیرم و یا نپسندم٬ ولی٬ می‌فهمم آن‌ها را. اما و دو صد اما٬ من نمی‌فهمم که چگونه برخی آدم‌ها٬ خودفروشی می‌کنند!! چگونه برخی آدم‌ها قلم‌فروشی می‌کنند؟!! چگونه برخی آدم‌ها چنان خودفروشی می‌کنند که روز روشن را شب می‌نامند و شبِ تاریک را روز می‌خوانند؟!! من آن‌قدر از این آدم‌ها در خشم و در شگفتم که شرم دارم حتا نام‌شان را در این‌جا بیاورم و صفحه‌ی نت را آلوده کنم. اما این بی‌چارگان باید بدانند که روز رسوایی٬ چندان دیر و دور نیست.

نظرات 2 + ارسال نظر
محسن جمعه 5 تیر‌ماه سال 1388 ساعت 01:59 ب.ظ http://salambarma.blogfa.com/

خدایا به تو پناه می برم از دنیا پرستی و معامله ی کثیف که در برابر بهایی اندک ، خود را بفروشم.

ماهی سیاه کوچولو سه‌شنبه 9 تیر‌ماه سال 1388 ساعت 09:35 ب.ظ

تمام چیزهایی که ذکر کردی همه به جبون و زبون بودن روحشون بر می گرده و دقیقا به همین خاطر و برای ترسشان گاهی به سیاست و یک سویه نگری و گاهی به مدارا و کوتاه آمدن و گاهی سکوت و محافظه کاری و گاهی هم به خودفروشی تن در می دهند. اصلا دیگه خودی براشون وجود نداره. شخصیت درونی ای قائل نیستند که خودفروشی براشون مفهوم پیدا کنه. همه چیز تابع زمان می شه و منافع شخصی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد